mona دوست سایت


تاريخ عضويت: 5 شنبه 15 آذر 1386 ارسالها: 61 محل سكونت: نیاوران
|
ارسال شده: 5 شنبه 15 آذر 1386 - 16:28 موضوع: مشكل فيلمهاي مستقل چيست؟ |
|
|
 |
|
 |
 |
و mona می گه :
جفري مكناب:در ميان هياهوي ناشي از اعتصاب نويسندگان هاليوود و آغاز جنون هر ساله براي پيشبيني فيلمهاي برنده اسكار، حقيقتي تلخ در زمينه رفتار تماشاگران آمريكايي دور از نظر مانده است؛ فروش فيلمهاي مستقل روز به روز كمتر ميشود. تقريبا تمام فيلمهايي كه آثاري مهم به حساب ميآمدند و با بهترين تحسينهاي نقدها نيز روبهرو شدند، نتوانستند موفقيتي در گيشه به دست آورند.
مقايسهاي ميان نوشتههاي تحسينآميز منتقدان و فروش دلسردكننده اين فيلمها، درسي آموزنده و حتي ناراحتكننده، به همراه دارد. اجازه دهيد از «ترور جسي جيمز به دست رابرت فورد ترسو»، فيلم 30 ميليون دلاري اندرو دومينيك، شروع كنيم. اين فيلم طبق نظر بسياري از منتقدان پس از «نابخشوده» (1992، كلينت ايستوود)، بزرگترين وسترني است كه طي سالهاي اخير ساخته شده است. نشريه «ورايتي» نيز درام طولاني دومينيك درباره قتل كابوي اسطورهاي، را چنين تحسين كرد: «حماسهاي جذاب، فوقالعاده، شاعرانه... بازگشت باشكوه وسترن به سينما». نقش اصلي «ترور جسي جيمز...» را براد پيت ايفا ميكرد (از لحاظ نظري يعني در اختيار داشتن يكي از بزرگترين و پولسازترين بازيگران هاليوود). از سوي ديگر برادران وارنر، ظاهرا حامي فيلم بودند. با تمام اين اوصاف، فروش فيلم در سينماهاي آمريكا به زحمت به 4 ميليون دلار رسيد. درباره موفق نشدن «ترور جسي جيمز...» عوامل حاشيهاي را نيز ميتوان دخيل دانست. شايعات زيادي درباره مشاجرات ميان كارگردان، ستاره فيلم و استوديو شنيده ميشود. از سوي ديگر تعويق دو ساله در نمايش فيلم، باعث از بين رفتن شور و شوق اوليه براي ديدن آن شده است. در مجموع ميتوان گفت افرادي بودند كه تمايلي به موفقيت فيلم نداشتند. در نهايت دومينيك ميتواند به اين دلخوش باشد كه فيلمش، به رغم گيشه فاجعهباري كه داشته است، به سياهه آثار كلاسيك سينما راه يافته است. آنچه باعث نگراني ميشود، استثنا نبودن «ترور جسي جيمز...» است. فيلمهاي فراوان ديگري هم وجود دارند كه به اندازه «ترور جسي جيمز...» مورد توجه منتقدان قرار گرفتهاند، اما تماشاگران آمريكايي برخورد مهرباني با آنها نداشتهاند. به عنوان مثال «درون طبيعت وحشي» ساخته شان پن كه منتقدان زيادي را از خود بيخود ساخت (راجر ابرت به عنوان يكي از تاثيرگذارترين منتقدان آن را «مسحوركننده» ناميد)، اما اين نقدها نيز نتوانستند تماشاگران زيادي را روانه سالنهاي سينما سازند. فيلم را پارامونت وينتيج پخش كرده و فروش آن در بازار آمريكا تا به امروز، بيش از 15 ميليون دلار نبوده است. درباره «چيزهايي كه در آتش از دست داديم» چه بايد گفت؟ فيلمي خوشساخت، با بازي هالي بري و بنيچيو دلتورو كه فروش آن هنوز به 4 ميليون دلار نيز نرسيده است. اگرچه فيلم در 1100 سينما به نمايش درآمده، اما با اين آمار به نظر ميرسد، هيچكس تمايلي به تماشاي فيلم نداشته است.
اين فهرست را ميتوان همينطور ادامه داد: «اليزابت: عصر طلايي»، «اجرا»، «شب از آن ماست»، «پادشاهي»، «جاده انقلابي»، «رفته، عزيزم، رفته» و... فيلمهاي معدودي چون «سرتاسر جهان» نيز هستند كه چندان توجه منتقدان را به خود جلب نكردند، بقيه آنان با استقبال گرمي مواجه شدند، اما در نهايت اين مساله هيچ تاثيري در فروش فيلمهاي هر دو دسته نداشت.
جيمز شاموس، از مديران ارشد فوكوس فيچرز (شاخه تخصصي «يونيورسال»)، پاييز امسال را «تجربهاي وحشتناك و اعصاب خردكن» براي پخشكنندگاني ميداند كه براي توزيع فيلمهاي خاص (به عبارت ديگر فيلمهاي غيرتجاري) تلاش ميكردند. اين فروش نااميدكننده، باعث به وجود آمدن اين سوال شده كه چرا اين همه فيلمهاي به ظاهر خوشساخت كه بازيگران خوبي نيز در آنها حضور دارند، اينچنين با بياعتنايي تماشاگران آمريكايي مواجه ميشوند.
يكي از عيانترين مشكلات را ميتوان تلاش فيلمها در دزديدن تماشاگر يكديگر دانست. مغزهاي متفكر صنعت سينما معتقدند كه پاييز بهترين فصل براي نمايش فيلمهاست، چرا كه بدين ترتيب ميتوان اميد بيشتري به نامزدي گلدن گلوب و اسكار داشت. شاموس در اين باره معتقد است: «در اين حرفه همه اسكار ميخواهند و همه نيز معتقدند براي رسيدن به اين مهم، بايد فيلمشان را در پاييز نمايش دهند.»
از سوي ديگر به نظر ميرسد طي سالهاي اخير پول زيادي به سينما تزريق شده است. در حال حاضر سينماي آمريكا شاهد ظهور نسل جديدي از سرمايهگذاران است. اين افراد حاضرند در پروژههايي سرمايهگذاري كنند كه به احتمال زياد، استوديوهاي بزرگ تمايلي به توليد آنها ندارند. اين ميلياردرها به دنبال راهي براي خرج كردن پولهايشان هستند و احتمالا تجارت فيلم را عرصهاي جذاب يافتهاند. بهطور مثال پارتيسپانت پروداكشنز (حامي فيلمهايي چون «شب بخير و موفق باشيد» و «يك حقيقت ناگوار») را جف اسكال، سرمايهدار بزرگ و مالك سايت eBay، تاسيس كرده است. «كوهستان بروكبك»، «هوس، احتياط» و «درون طبيعت وحشي» را نيز ريور رود اينترتينمنت، كمپاني فيلمسازي واقع در مينيا پوليس و متعلق به بانكدار ثروتمندي به نام ويليام ام پولاد، توليد كرده است. شان پن در نوشتهاي كه اخيرا در «نيويورك تايمز» چاپ شد، از پولاد به عنوان مديچي (حاكم فلورانس در دوره رنسانس) معاصر ياد كرد: «در ميان تهيهكنندگاني كه با آنها كار كردهام، او تنها كسي بود كه دست مرا در پول خرج كردن كاملا باز ميگذاشت.»
بدين ترتيب و با وجود چنين ولينعمتهايي، فيلمسازان خود را مجاز ميبينند كه بدون توجه به سليقه تماشاگر، تنها آثار شخصيشان را بسازند. بيشتر فيلمهاي پاييز امسال بسيار طولاني و بسيار تلخ بودند. همانگونه كه مارك گيل، تهيهكننده، نيز به درستي در مصاحبهاي با لسآنجلس تايمز اشاره كرد: «اگر قرار باشد تماشاگر پس از تماشاي هر فيلمي با ناراحتي از سينما بيرون رود، كار بازاريابي روز به روز سختتر خواهد شد.» در اين ميان جامعهشناساني نيز وجود دارند كه معتقدند تماشاگران آمريكايي به دليل فشارهاي اقتصادي، از سينما توقع سرگرمي و نه موعظه دارند. اما اين نظر را نميتوان به همه سينما تعميم داد، چرا كه همواره فيلمهاي طولاني و با ريتم كند نيز وجود دارند كه مورد استقبال تماشاگران قرار ميگيرند. تماشاگراني كه تمايلي به ديدن فيلمهاي اشاره شده در اين مقاله از خود نشان نميدادند، در طول سه هفته نمايش «گانگستر آمريكايي» ريدلي اسكات چنان به سينماها هجوم بردند كه اكنون آمار فروش فيلم از مرز 100 ميليون دلار نيز گذشته است. موفقيت اين فيلم تا حدودي توانسته دردهاي صنعت سينما را التيام بخشد و غرور از دست رفته را به آن برگرداند، اما به تنهايي نميتواند جبرانكننده همه شكستها باشد.
استوديوها خود عامل اصلي ظهور فيلمهاي «خاص» هستند كه اكنون سينماها را اشباع كردهاند. در هر استوديو بخشي براي «خاصها» وجود دارد، كه همواره به دنبال پديدهاي جديد ميگردند. با وجود فشرده بودن اين رقابت، بعيد به نظر ميرسد هيچيك از استوديوها بتوانند موفقيت سال گذشته فاكس سرچ لايت با «ليتل ميس سانشاين» را تكرار كنند. قاعدتا بايد تاكنون «پديده» سال جاري مشخص شده باشد، اما هيچ نشانهاي مبني بر ظهور فيلمي مانند «ملكه» يا «تصادف» (پال هاگيس) به چشم نميخورد.
«در دره الله»، آخرين ساخته هاگيس، بهرغم نقشآفريني فوقالعاده تامي لي جونز، فروش موفقي در سينماهاي آمريكا نداشت. «پيشخدمت»، كمدي زيباي آدرين شلي، نيز كه فاكس سرچلايت تبليغات زيادي در جشنواره ساندنس برايش كرده بود و با آن اميد به تكرار موفقيت «ليتل ميس سانشاين» را داشت، تنها
20 ميليون دلار فروش كرد (حدود يك پنجم فروش «ليتل ميس سانشاين»).
استيون اسپيلبرگ همواره نسبت به «تشنجها و حرص و جوشها»يي كه پيش از نمايش يك فيلم وجود دارد، همچنين قضاوت در مورد آينده تجاري فيلم بر مبناي فروش هفته اول، اعتراض داشته است. با وجود اين افراد كمي طرفدار نمايش بدون سروصداي فيلم و
جا افتادن تدريجي آن در ميان تماشاگران هستند. در بيشتر مواقع، پس از انتشار آمار فروش هفته اول، فيلمي موفق يا ناموفق به حساب ميآيد.
در هاليوود اين اصلي هميشگي است كه در پي هر فصل موفق، بايد منتظر شكستهاي متعددي نيز بود. بدين ترتيب نياز به وجود فيلمهاي پرفروش (چه «بئولف» باشد، چه «قطبنماي طلايي») به نيازي اساسي تبديل ميشود. به گفته بن استاتن، مدير توليد كمپاني انويو پيكچرز و توليدكننده فيلمهاي سهبعدي: «اگر فيلمهاي پرفروش تابستان نبودند، وضع صنعت بسيار بدتر از اين ميشد.»
پس آيا هيچ اميدي وجود ندارد؟ هنوز ميتوان اميدوار بود كه فيلمهاي ناموفق در بازار آمريكا، از نمايش جهاني سربلند بيرون آيند. اهميت بازار بينالمللي روزبهروز براي استوديوهاي هاليوود بيشتر ميشود. از سوي ديگر اعلام نامزديها ميتواند باعث جلب توجه مجدد به فيلمهاي مطرود شود.
اگرچه تكنولوژي جديد در حال تغيير عادت
فيلم ديدن جوانان است (آنها معمولا به جاي ديدن فيلم در سينما ترجيح ميدهند آنها را دانلود كنند)، اما ميتوان وضع فعلي را موقتي دانست. حداقل دستاندركاران صنعت سينما اينگونه اميدوارند. شاموس معتقد است: «اين ركود به زودي از بين خواهد رفت. در حقيقت مشكل اصلي ترافيك بيش از حد فيلمهاست. در حال حاضر فيلمهاي خوبي روي پرده هستند، اما ارائه همزمان اين همه فيلم خوب هم باعث بروز مشكلاتي ميشود.» عدهاي همواره معترضند كه هاليوود ديگر علاقهاي به توليد آثاري مانند «بعدازظهر نحس»، «پدرخوانده» و «راننده تاكسي» ندارد كه در سالهاي طلايي 1970 ساخته شدند و به موفقيت خيرهكنندهاي نيز دست يافتند. طنز موضوع اينجاست كه احتمالا قضاوت نسل آينده درباره اين سالها، همانند قضاوت ما درباره دوره مذكور خواهد بود.
هنوز هم كارگردانان مولف فيلمهاي زيادي ميسازند و هاليوود نيز همواره آماده پرداختن به موضوعات سياسي و اجتماعي بوده است. حتي نظريه پايانبنديهاي هميشگي هاليوودي نيز ديگر مصداق ندارند، چرا كه بيشتر فيلمهاي پاييز امسال پاياني تلخ داشتند. آنچه انجام شده، دستاورد بزرگي بوده است. تنها بايد از اين متاسف بود كه چرا كسي به تماشاي اين فيلمها نميرود.
منبع: اينديپندنت، 26 نوامبر
_________________
چه نشانی از بد اندیش بجاست ؟ هیچ . ارد بزرگ
در آیین خرد در هر کاری اندیشه باید . بزرگمهر بختگان |
|
 |
|
 |
|
|