maral رایزن سایت


تاريخ عضويت: جمعه 16 آذر 1386 ارسالها: 511 محل سكونت: تبریز
|
ارسال شده: شنبه 17 آذر 1386 - 07:56 موضوع: در حاشيه واکنش کارگردان ها به نقد آثارشان |
|
|
 |
|
 |
 |
و maral می گه :
واکنش در دقيقه پنجاه
مهربانو ابدي دوست
چندي پيش يکي از کارگردان هاي صاحب نام سينماي ايران که در حال حاضر از او سريالي در حال پخش است، واکنشي نسبت به نقد انجام شده بر اولين قسمت سريالش نشان داد. اين کارگردان از اينکه سريال هزار و چند دقيقه يي اش در دقيقه پنجاه مورد ارزيابي قرار گرفته است، گلايه کرده بود. از اتفاق او درباره کل مجموعه چند قسمتي اش، پس از پخش قسمت اول مصاحبه کرده بود و به پرسش هاي کلي مصاحبه گر با قاطعيت پاسخ داده بود.
در اين مجال چندان به قسمت دوم کار چنداني نداريم. فقط به اين نکته اشاره مي کنيم که اغلب کارگردان هايي که نسبت به مجموعه چند قسمتي شان وسواس دارند، از مصاحبه کردن درباره کارشان در قسمت هاي اول طفره مي روند و توضيح درباره سريال شان را موکول به زماني مي کنند که قسمت هاي قابل توجهي از سريال شان پخش شده و زمان را براي اظهارنظر مناسب مي دانند. در اين ميان البته کارگردان هايي هم هستند که اصرار دارند مصاحبه درباره توليدشان را بگذارند براي پخش آخرين قسمت سريال. اين سخت گيري چندان هم به مذاق ما جماعت روزنامه نگار خوش نمي آيد و مخاطب مان را هم عادت داده ايم که مصاحبه هاي بعد از اتمام سريال را زياد جدي نگيرند. پرسش اصلي اين يادداشت مربوط به زمان اظهارنظر درباره يک سريال است. سريال ها در قسمت هاي متعددي پخش مي شوند و طبعاً نمي توان هرگونه اظهارنظري را قبل از اتمام آن محکوم به ارزيابي شتابزده کرد.
زماني که سريال تاريخي مدار صفر درجه به کارگرداني حسن فتحي پخش شد، در همان قسمت هاي نخست، منتقدان بر زبان گفتاري شخصيت ها ايراد گرفتند. واکنش ها در رسانه ها در اين باره رنگي جدي به خود گرفت. با اين حال حسن فتحي اصرار داشت که او چند سريال موفق تاريخي از جمله شب دهم را نوشته است و مردم گفت وگوهاي آن را دوست دارند. فتحي مدعي بود دوره تاريخي سريالش را به خوبي مي شناسد و بر آن وقوف دارد. بنابراين نمي توان بر او خرده گرفت که چرا ديالوگ هاي مدار صفر درجه اين چنين است.
فتحي در مصاحبه يي که قسمت دومش در همين صفحه به چاپ رسيده، منتقدان کارش را در روزنامه اعتماد وابسته به نقدهاي محفلي دانسته است و مدعي است که اين نقدها تحت تاثير محفل ها شکل گرفته است. از اتفاق نگارنده اين ستون که يادداشتي بر زبان گفتاري نامناسب شخصيت هاي مدار صفر درجه داشتم، به شهادت دوره تاريخي سريال و مناسبات شخصيت ها و با نگاهي به اسناد مربوط به آن دوره به اين نتيجه رسيدم که اشکال اساسي مدار صفر درجه در زباني است که شخصيت هاي سريال به آن حرف مي زنند. اغلب واکنش هاي منتقدان نسبت به سريال مدار صفر درجه از همين جنبه بود. بعدها منتقدان سريال فتحي با توجه به موضوع و بستري که داستان در آن شکل مي گيرد، به مدار صفر درجه واکنش نشان دادند و از ساختار آن نيز تعريف کردند.
تعريف ها و واکنش هاي رسانه هاي خارجي البته نمي تواند ربط چنداني با واکنش هاي صورت گرفته در ايران نسبت به ديالوگ نويسي فتحي داشته باشد. چرا که آنها سريال را از طريق زبان ترجمه تماشا کرده اند يا در نهايت از خلاصه داستاني که برايشان گفته شده است. به حتم رسانه هاي خارجي مد نظر فتحي نيز به تماشاي تمام قسمت هاي مدار صفر درجه ننشسته اند. اين اتفاق درباره مدار صفر درجه در همان قسمت هاي نخست را کسي نمي تواند محکوم کند و بگويد لطفاً صبرکن تا سريال تمام شود و بعد اظهار نظر کن که مثلاً زبان گفتاري شخصيت ها، مشکل دارد. از سوي ديگر معروف است که يک سريال در همان قسمت نخست است که تماشاگر را به دنبال خود مي کشد يا به او مي گويد که اگر مرا دنبال نکردي، چيز زيادي را از دست نداده يي. بحث اصلي اين يادداشت بر محور واکنش همان کارگرداني است که معترض اظهارنظر درباره سريال چند قسمتي اش در دقيقه پنجاه است.
در ماه هاي اخير چند سريال از شبکه هاي مختلف در حال پخش است. برخي از اين سريال ها عبارتند از «بيداري» به کارگرداني بهرام عظيم پور در شبکه سه، «حلقه سبز» به کارگرداني ابراهيم حاتمي کيا در شبکه سه، «بي صدا فريادکن» به کارگرداني مهدي فخيم زاده در شبکه دو، «مار و پله» به کارگرداني سيد محسن يوسفي در شبکه پنج، «شهريار» به کارگرداني کمال تبريزي در شبکه دو، «روزگار قريب» به کارگرداني کيانوش عياري در شبکه سه، «ساعت شني» به کارگرداني بهرام بهراميان در شبکه يک و«سرزمين سبز» به کارگرداني بيژن بيرنگ و مسعود رسام در شبکه دو.
آيا به راستي اغلب اين سريال ها با همان قسمت هاي نخست پخش شان، تکليف مخاطب خود را مشخص نساخته اند؟ آيا حرف آن کارگرداني که مدعي است سريال او از قسمت چهارم و پنجم تازه مخاطب خود را پيدا مي کند، مي تواند با توجه به مفهوم رسانه تلويزيون، اظهار نظر معقولي باشد يا اينکه بايد آن را به حساب خوش بيني کارگردان گذاشت که اميدوار است شرايط و مولفه هايي خارج از ساختار کارش به کمک او بيايد؟ آيا اساساً مي توان خرده يي نگرفت به آن کارگرداني که در اساس کارش در همان قسمت اول با تحريف تاريخ مواجهيم و ساختار نامناسبي دارد و فيلمنامه فاقد جذابيت است؟
نمونه هاي سريال هاي موفق خارجي را اگر در نظر بگيريم، به درستي اين نظريه پي خواهيم برد که اصولاً يک سريال خوب در قسمت نخست شوکي را به مخاطبش وارد مي کند که به مدد آن مخاطبش را تا قسمت آخر به همراه خواهد داشت.
_________________
آنکه به سرنوشت میهن و مردم سرزمین خویش بی انگیزه است ارزش یاد کردن ندارد . ارد بزرگ
ایمان از کردار جدا نیست و عمل از پندار . جبران خلیل جبران |
|
 |
|
 |
|
|