maral رایزن سایت


تاريخ عضويت: جمعه 16 آذر 1386 ارسالها: 511 محل سكونت: تبریز
|
ارسال شده: شنبه 17 آذر 1386 - 07:35 موضوع: گفتگو با مجيد حاجيزاده - بازیگر |
|
|
 |
|
 |
 |
و maral می گه :
كمتر كسي است كه چهره او را نشناسد; محمود در فقط به خاطر تو يا آيدين دردختري با كفشهاي كتاني فرقي نميكند، او حالا اينقدر پخته شده كه ميتواند ۳۰ شب متوالي در ماه رمضان، مردم را پاي صفحهجادويي بنشاند. او كسي نيست جز مجيد حاجيزاده كه اينروزها سخت درگير امتحانات پايان ترم دانشگاهاست و براي اين كه بتواند درسش را تمام كند، از هيچ كوششي دريغ نميكند. گفتگوي ما را با او بخوانيد.طبق روال همه گفتگوها ابتدا خودتان را به طور كامل معرفي كنيد...
مجيد حاجيزاده هستم، متولد سال ۱۳۵۸ در تهران، دانشجوي رشته كارگرداني و بازيگري تئاتر در دانشگاهآزاد. دو خواهر دارم كه از من كوچكترند و فعاليت هنري خود را از سال ۱۳۷۵ آغاز كردهام.
-چگونه وارد سينما شديد؟
من كارم را با كلاسهاي بازيگري شروع كردم. پس از اين كه كارم در اين كلاسها تمام شد، قرار بود در پشت صحنهفيلم دختري با كفشهاي كتاني باشم كه با صلاحديد رسول صدرعاملي، اولين حضورم را جلوي دوربين تجربهكردم. بعد از آن هم فكر ميكنم در فيلمهاي سهراب (سعيد سهيلي)، مارال (مهدي صباغزاده) و سريالهايمهرخاموش، ديوار شيشهاي و فقط به خاطر تو حضور داشتم. گفتني است كه اساتيد من محمود عزيزي، عليرضاخمسه و عبدا... اسكندري بودند.
-در حال حاضر كاري آماده پخش داريد؟
فيلم سينمايي آقا به كارگرداني اميد بهكار است، كه در آن حديث فولادوند، پرستو صالحي و... همبازيانمن هستند.
-آيا هيچوقت در دوران نوجواني فكر ميكرديد روزي به اينجا برسيد؟
نه، هرگز فكر نميكردم. البته هميشه آرزويم اين بود كه روزي بازيگر بزرگي شوم و البته هنوز تا اهداف اصليامفاصله دارم، اما قطعا به بسياري از آروزهايم در سينما رسيدهام.
-برخورد مردم در جامعه با شما به عنوان يك بازيگر چگونه است؟
مردم به من محبت دارند. هميشه فكر ميكنم اين لطف خداست و هزارانبار از او شاكرم.
-دوست داريد با كدام كارگردان كار كنيد؟
ابراهيم حاتميكيا; سبك كارش را ميپسندم و فيلمهايش را خيلي دوست دارم. او به خوبي ميداند كه چگونهفيلمش را شروع كند و چگونه به پايان برساند.
-نقش خانواده در موفقيت شما تا چه حد بود؟
خيلي زياد. قطعا اگر حمايتهاي خانوادهام نبود، نميتوانستم به ايدهآلهايم برسم. به هر حال در هر رشته و درهر كاري، به نظر من خانواده )مخصوصا پدر و مادر) بايد پشت فرزندانشان باشند تا آنها به اهداف خاص خودبرسند.
-در مورد نقش محمود در سريال اخيرتان -فقط به خاطر تو- كه در ماه رمضان پخش ميشد، كميصحبت كنيد.
من نقش محمود را دوست داشتم و بعد از اين كه فيلمنامه را مطالعه كردم، به نظرم خيلي جذاب آمد، مخصوصااين كه كار با گروه كارگرداني برايم بسيار لذتبخش بود.
-چگونه با نقش محمود كنار آمديد؟
من بازيگرم و وقتي نقشي را قبول ميكنم، بايد آن را به نحو احسن ايفا كنم. در جواب قبلي شما هم، همانطور كهقبلا گفتم وقتي فيلمنامه را خواندم، از نقش محمود خيلي خوشم آمد، نقشي بود كه تا حالا آن را بازي نكردهبودم. محمود در فقط به خاطر تو در بيشتر سكانسها در زندان بود و قطعا چنين نقشي براي من جذابيت خاصيداشت.
-خودتان بيشتر دوست داريدنقش منفي بازي كنيد يا مثبت؟
زياد فرقي نميكند، اما نقش منفي بيشتر دريادها ميماند. البته اگر فيلمنامه قوي باشد، نقشچه مثبت باشد و چه منفي، در اذهان مردمخواهد ماند. در مورد خودم هم بايد بگويم اگرنقش پيشنهادي خوب باشد، آن را بازي خواهمكرد، مثبت يا منفي بودنش برايم فرقي نميكند.
-در حال حاضر مشغول چه كاريهستيد؟
فعلا مشغول امتحانات پايان ترم دانشگاه هستمو اين امتحانات از هر چيزي برايم مهمتر است. دوسه تا فيلمنامه هم پيشنهاد شده كه بعد از امتحاناتبه يكي از آنها جواب مثبت خواهم داد.
-اگر يك بار ديگر متولد شويد، آياباز هم بازيگر خواهيد شد؟
صددرصد، اگر خداوند بزرگ باز هم حياتيدوباره به من ميداد، بازيگر ميشدم.
-اين روزها سيل عظيمي ازجوانان اين مرز و بوم مشتاق بازيگري هستند، چهپيشنهادي براي آنها داريد؟
راههاي زيادي براي بازيگر شدن وجود دارد،اما قطعا راه درستش تحصيل و گذراندن مدارجعالي تحصيلي است. البته از راههاي ديگر همميتوان وارد شد كه قطعا حضور در سينما باراههاي ديگر چندان پايدار و مستحكم نخواهدبود. به هر حال صلاح مملكت خويش، خسرواندانند.
-يك سوال فانتزي اگر روزي استيون اسپيلبرگ نقش اول فيلمش را به شمابدهد، آيا حاضري مجاني بازي كني؟
خير
-چرا؟
چون درآمد ما از همين سينماست، اگر قرارباشد در فيلمي بازي كنيم و چيزي نگيريم،زندگيمان نميچرخد. به هر حال ممكن استخودم به شخصه از فيلمنامهاي خوشم بيايد و بامبلغ پايينتري هم در آن فيلم حضور پيدا كنم،اما قطعا در هيچ كاري مجاني بازي نميكنم.
-و حالا يك سري سوالاتخصوصي; در حال حاضر مجرديد يا متاهل؟
مجرد.
-و فعلا هم قصد ازدواج نداريد؟
در حال حاضر، خير
-بهترين بازيگر و كارگردان ايرانياز نظر شما؟
بازيگران; خسرو شكيبايي و پرويز پرستويي وكارگردانان; ابراهيم حاتميكيا، داريوشمهرجويي و رسول صدرعاملي.
-اگر قرار باشد آخرين نقشتان رادر سينما بازي كنيد، دوست داريد آن نقش چهنقشي باشد؟
نقش زندگي خودم، فكر ميكنم حداقل برايخودم خيلي جذاب باشد. شايد باور نكنيد منبراي رسيدن به دروازههاي سينما، تلاش بسياريكردم و حالا هم در اواسط راه هستم.
-به كدام رشته ورزشي علاقهداريد؟
بوكس، شنا، اگر وقتش باشد، گهگاهي بيلياردهم بازي ميكنم.
-آيا اهل مسافرت هستيد؟
بله، بسيار زياد. عموما شمال ايران را بيشتر ازهمه جا دوست دارم. شمال تنها جايي است كه بهمن آرامش واقعي ميدهد.
-به موسيقي علاقه داريد؟
خيلي زياد، سبك پاپ و كلاسيك را ميپسندمو از خوانندگان ايراني هم به عليرضا عصار علاقهزيادي دارم.
-اگر به شما بگويند فردا آخرينروز زندگيتان است، چه ميكنيد؟
كار خاصي نميكنم، شايد به شمال بروم و اينيك روز را در آنجا سپري كنم.
-معيار شما در انتخاب نقشهايتانچيست؟
در درجه اول فيلمنامه، به نظر من چهارچوباصلي يك كار، فيلمنامه آن است. وقتي فيلمنامهخوب باشد، مسلما كار هم خوب است و بعد ازفيلمنامه هم كارگردان، در درجه بدي هم نقش(شخصيت)، منفي يا مثبت بودن نقش در فيلم مهمنيست، مهم اين است كه جاي كار داشته باشد.
-آيا بجز بازيگري در مقوله هنريديگري هم فعاليت داريد؟
دوره فيلمنامه نويسي را پيش استاد ناصرتقوايي گذراندم. كمي هم كار نوشتن انجامميدهم و مقداري هم نقاشي ميكنم (رنگروغن). گيتار هم مينوازم، ولي به طور حرفهايفقط بازيگري ميكنم.
از مشكلات بازيگري برايمانبگوييد...
در مجموع چند دسته بازيگر داريم; دسته اول:آنهايي كه دانشجوي اين رشته هستند، دسته دوم:آنهايي كه فارغالتحصيل شدهاند و يكسري همكه وارد سينما شدهاند و جايگاه خاصي ندارند ودر آخر هم بازيگراني كه در سينما و تلويزيونمطرح هستند. به نظر من هر كدام از اين اقشار،مشكلاتي مخصوص به خود دارند، البته امروزهمشكل بيشتر براي دانشجوهاست كه به سختيميتوانند وارد سينماي حرفهاي شوند، آن هم باسيستم الان سينما كه بيشتر افراد از طريق روابط وضوابط وارد ميشوند.
-از ديدگاه شما زندگي چيست؟
از ديدگاه من زندگي زيباست، ولي اگربخواهم آن را تعريف كنم، به نظرم ميتواند يكتابلوي نقاشي باشد كه هر طور دلت بخواهد، باتوانايي و استعدادت به آن شكل داده و آن رانقاشي ميكني.
-آيا روحيه انتقادپذيري داريد؟
انتقادپذير هستم، ولي انتقاد را از جانب كسيميپذيرم كه در آن زمينه صاحبنظر باشد واطلاعات و آگاهي داشته باشد و انتقاد تخصصي رااز هر كسي قبول نميكنم، البته فقط گوش ميكنمو عكسالعملي نشان نميدهم; زيرا هر كس نظريدارد.
-نظرتان درباره حرفه خبرنگاريچيست؟
حرفه خوبي است. از نظر من خبرنگاري كه دركارش صادق باشد، خوب است، ولي از آنهايي كهدنبال جنجال هستند، خوشم نميآيد و در كلدوست ندارم خبرنگار باشم.
-بزرگترين آرزوي شما در زندگيچيست؟
دلم ميخواهد يك روز ايران و ايراني را درآن جايگاهي كه واقعا لايق اوست، ببينم.
-آيا در تيم ورزشي هنرمندان همعضويت داريد؟
فعلا نه، يعني خودم نخواستم; چون آنقدرسرم به كار و دانشگاه گرم است كه وقتم پر است وفعلا فقط ميتوانم هفتهاي يكروز به تنهاييورزش كنم.
-اخيرا چند تن از بازيگران و ورزشكاران به خوانندگي رو آوردهاند، نظر شمادر اينباره چيست؟
به نظر من هيچ اشكالي ندارد، اگر صدايخوبي داشته باشي و حس كني كه استعداد داري،خوب است كه دنبالش بروي. خودم همخوانندگي را دوست دارم، اما به صورت جديدرباره آن فكر نكردهام، ولي شايد در آينده...
-بهترين خاطره هنري خود رابيان كنيد.
پلان و سكانس اول فيلم دختري با كفشهايكتاني بهترين خاطره من بود. در مورد فيلم مهرخاموش، به بيمارستاني براي ملاقات مادريكي از دوستان رفته بودم. آنجا خانم پيريبستري بود كه فكر ميكرد من همان مهران هستمكه دكتر است و از من ميخواست معاينهاش كنم وباورش نميشد كه مهران در فيلم بوده
-و اما از آخرين كارتان برايمانبگوييد.
يك فيلم داستاني است كه به طريق DV.Camتصويربرداري شده است، كه با هادي عامري،آناهيتا دري، سارا گرشاسبي، ايمان پناهي و فاضلدربندي ايفاي نقش ميكنم. نام اين فيلم؛ قيامت است و هماكنون روي ميز تدوين
_________________
آنکه به سرنوشت میهن و مردم سرزمین خویش بی انگیزه است ارزش یاد کردن ندارد . ارد بزرگ
ایمان از کردار جدا نیست و عمل از پندار . جبران خلیل جبران |
|
 |
|
 |
|
|