و امید می گه :
تو این روزگار قریب پسری عاشق دختری نابینا میشه دخترک بهش میگه اگه چشم داشتم تا ابد باهات می موندم یک روز یه نفر میرسه و دو چشم به دختر اهدا می کنه دخترک وقتی چشمهاشو باز می کنه می بینه که پسر نابینا است و میگه که دیگه نمی خوامت و از پسرک جدا میشه ،در همین حال پسر فریاد میزنه که مواضب چشم هام باش