ارسال شده: 1 شنبه 9 دي 1386 - 19:38 موضوع: برای تو
و bluenight می گه :من مدتی است ابر بهارم برای تو
باید ولم کنند ببارم برای تو
این روزها پر از هیجان تغزلم چیزی به جز ترانه ندارم برای تو
جان من است و جان تو امروز حاضرم این را به پای آن بگذارم برای تو
از حد «دوست دارمت»اعداد عاجزند
اصلا نمی شود بشمارم برای تو
این شهر در کشاکش کوه و کویر و دشت دریا نداشت دل بسپارم برای تو
من ماهیم تو آب،تو ماهی من آفتاب
یار منی و مثل تو یارم برای تو
با آن صدای ناز برایم غزل بخوان تا وقت مرگ حوصله دارم برای تو
_________________ زندگي تفسير سه کلمه است*:خنديدن.بخشيدن و فراموش* کردن پس ....* بخند*...* ببخش*... و*فراموش کن*
از ديروز بياموز* براي امروز زندگي کن* و اميد به فردا داشته باش*