کتایون دوست سایت


تاريخ عضويت: 1 شنبه 18 آذر 1386 ارسالها: 62
|
ارسال شده: 2 شنبه 19 آذر 1386 - 05:35 موضوع: چرا دمای 37 درجه طاقت فرساست؟ |
|
|
 |
|
 |
 |
و کتایون می گه :
دمای طبیعی بدن انسان 37 درجه ی سانتی گراد است، اما وقتی گرمای هوا به 37 درجه می رسد، کلافه می شویم. چرا؟
همه می دانیم که دمای بدن انسان سالمی که تب ندارد، حدود 37 درجه ی سانتی گراد است. با این همه، اگر چله تابستان گرمای هوا به 37 درجه برسد، احساس می کنیم که هوا به طور طاقت فرسایی گرم شده است. واقعاً هم تحمل دمای 37 درجه بدون وسایل خنک کننده خیلی دشوار است. و حال آنکه ظاهراً نباید چنین باشد، چون 37 درجه دمای طبیعی بدن انسان است و می باید به آن عادت کرده باشد. این تناقص از کجا ناشی می شود؟
در واقع، دمای سطح بیرونی بدن کمتر از حرارت مناطق مرکزی و درونی آن است، یعنی حدود 33 درجه است. بدن انسان نوعی "ترموستات" درونی دارد که حرارت بدن را کنترل می کند.]ترموستات یا "دماپای" اسباب خودکاری است برای ثابت نگه داشتن دما در یک فضا یا دستگاه. این کار از طریق به کار انداختن اسباب گرم یا سرد کننده، بر اساس درجه ی از پیش تنظیم شده، انجام می گیرد.[
بدن انسان، برای این که احساس راحتی کند، باید همواره بتواند حرارت درونی خود را دفع کند، تا آن ترموستات طبیعی بتواند وظیفه ی کنترل حرارت را انجام دهد. اما وقتی دمای هوا به 37 درجه سانتی گراد می رسد، برای بدن دفع حرارت درونی دشوار می شود.
می گویند که انسان از جانداران "خونگرم" است، یعنی می تواند حرارت مرکزی بدن خود را همواره ثابت نگه دراد. این کار از طریق ایجاد تعادل میان گرمای دریافتی و گرمای از دست رفته انجام می گیرد. معمولاً کارهای عضلانی است که باعث ایجاد حرارت زیاد می شود، اما هر گونه فعالیت فیزیولوژیکی یا سلولی هم بر دمای بدن می افزاید. بنابر این، برای اینکه دمای درونی بدن در حد 37 درجه ی سانتی گراد ثابت بتواند، بدن باید با محیط اطراف خود به تبادل گرمایی بپردازد.
واکنش های بدن در برابر گرمای زیاد
بدن انسان، برای اینکه خنک تر بشود، از راه های مختلف حرارت درونی اضافی خود را از دست می دهد، مثلاً از طریق تشعشع تابش های گرمایی فرو سرخ. حرکت و جابه جایی هوا در مجاورت سطح خارجی بدن نیز (از طریق جریان همرفت) بخشی از گرمای بدن را دفع می کند، زیرا هوایی که در مجاورت بدن قرار دارد گرم می شود، انبساط می یابد، سبک تر می شود و بالا می رود، و جای آن را هوای سردتر می گیرد. یک راه دیگر برای خنک شدن بدن و کاهش گرمای آن، تبخیر آبی است که در هوای بازدم وجود دارد، یا به صورت عرق کردن و به طور طبیعی از طریق پوست خارج می شود. اما انتقال گرما توسط هوا ضعیف است، زیرا هوا عایق خوبی است.
مؤثر بودن راه هایی که بدن برای دفع گرما بر می گزینند، به شرایط محیط و فضای پیرامونی وابسته است. وقتی دمای هوای محیط 25 درجه ی سانتی گراد است، پوست انسان و هوای محیط در حالت تعادل گرمایی قرار دارند. اما وقتی هوا گرم تر می شود، مرکز فرمانی که وظیفه ی تنظیم حرارت بدن را دارد، واکنش نشان می دهد. این مرکز فرمان در "هیپوتالاموس" قرار دارد، و خود هیپوتالاموس هم در بخش زیرین مغز قرار گرفته و شامل مراکز حیاتی تنظیم کننده ی فعالیت های غیر ارادی انسان است. واکنش مرکز فرمان بدین ترتیب است که به رگ ها دستور می دهد منبسط شوند تا انتقال گرمای درونی بدن به بیرون، از طریق جریان گردش خون، افزایش یابد. در نتیجه، سطح پوستی و بخش های انتهایی اعضای خارجی بدن(دست و پاها) داغ می شوند و در مجاورت هوا گرمای بیشتری را از دست می دهند. اما هنگامی که دمای محیط خارجی بیشتر از دمای پوست است تنها راه دفع گرمای زیادی ترشح عرق است. مرکز فرمان عرق کردن نیز هیپوتالاموس قرار دارد.
از چه هنگامی تحمل گرما براستی تحمل ناپدذیر است؟ پاسخگویی بدین پرسش دشوار است، زیرا احساس ناراحتی در برابر افزایش گرما تا حدی امری فردی و شخصی است. وانگهی در درجه ی حرارت واحد و معینی، وزش باد جریان انتقال حرارت و تبخیر را تسهیل می کند و از ناراحتی می کاهد، و حال آنکه اگر رطوبت هوا زیاد باشد، تحمل گرما باز هم دشوارتر می شود، زیرا رطوبت هوا از تعریق جلوگیری می کند. برای همین است که در هوای شرجی تحمل گرما دشوار است. در مناطق معتدله زمین کمتر کسی می تواند دمای 37 درجه ی هوا را به راحتی تحمل کند، و حال آنکه مردمان کشورهایی که در مناطق گرم و استوایی قرار دارند، بدن شان از نظر فیزیولوژیکی خود را با گرما مطابقت داده است.
این نکته را هم یاد آوری کنیم که تنها راه جلوگیری از "گرمازدگی" این است که میزان مصرف مواد غذایی را کاهش دهیم، کمتر به فعالیت های جسمی و عضلانی شدید بپردازیم، و آب بسیار بنوشیم تا جای خالی آبی را که به صورت عرق دفع می شود، پر کند.
_________________ انجمن تجلیل از چهره های ماندگار و سخنان بزرگان
(( ساده باش ، آهوی دشت زندگی ، خیلی زود با نیرنگ می میرد . ارد بزرگ )) |
|
 |
|
 |
|
|