تاريخ عضويت: جمعه 14 دي 1386 ارسالها: 13 محل سكونت: نایین
ارسال شده: جمعه 14 دي 1386 - 17:53 موضوع: چون چراغ لاله سوزم در خيابان شما
و محمد اقبالی می گه :
چون چراغ لاله سوزم در خيابان شما
اقبال لاهوري
چون چراغ لاله سوزم د رخيابان شما
اي جوانان عجم! جان من و جان شما
غوطه ها زد در ضمير زندگي انديشه ام
تا به دست آورده ام افكار پنهان شما
مهر و مه ديدم، نگاهم برتر از پروين گذشت
ريختم طرح حرم در كافرستان شما
تا سنانش تيزتر گردد، فرو پيچيدمش
شعله اي آشفته بود اندر بيابان شما
فكر رنگينم كند نذر تهيدستان شرق
پاره ي لعلي كه دارم از بدخشان شما
مي رسد مردي كه زنجير غلامان بشكند
ديده ام از روزن ديوار زندان شما
حلقه گرد من زنيد اي پيكر آب و گل!
آتشي در سينه دارم از نياكان شما
پانوشت:
1- چراغ لاله: نوعي چراغ با شوعدان كه شيشه اي بلند و استوانه اي و تقريباً شكل گلبرگ هاي گل لاله دارد، عجم: غير عرب، ايراني
2- ضمير: باطن
3- پروين: خوشه ي پروين، صورتي فلكي مركب از شش ستاره ي قابل رويت و چندين ستاره ي ديگر كه با چشم ديده نمي شود
4- سنان: سرنيزه
5- بدخشان: منطقه مشترکی در جنوب تاجیکستان و شمال افغانستان امروزي است كه لعل معادن آن بسيار مشهور است
6- زيور عجم
_________________
علامه اقبال لاهوری :
چون چراغ لاله سوزم د رخيابان شما
اي جوانان عجم! جان من و جان شما
ارد بزرگ :
اقبال لاهوری خردمندی از ، تبار اندیشه ایرانی بود .