حرف خدا (بچه ها خواهشن بخونینش دلم آدمو میسوزونه ) حرف خداست
چه نظری دارین
0%
[ 0 ]
موندم چی بگم
100%
[ 3 ]
مجموع آراء : 3
نويسنده
پيغام
bluenight رایزن سایت
تاريخ عضويت: 3 شنبه 20 آذر 1386 ارسالها: 525
ارسال شده: شنبه 8 دي 1386 - 16:12 موضوع: حرف خدا (بچه ها خواهشن بخونینش دلم آدمو میسوزونه ) حرف خداست
و bluenight می گه :بچه ها خیلی دوست دارم شما هم این متن رو بخونین ممنونم ازتون : حتما بخونین :
حضرت امام جعفرصادق علیه السلام فرموند: که من در کتابی خواندم خدای تعالی فرموده :
به عزّت وجلالم و کرم واسعم و مقام والایم درعرش قسم آرزوی هرامیدواری که به خلقم دل بسته باشد و به من امید نداشته باشد بوسیله نا امیدی امید او را قطع می کنم و لباس ذّلت در میان مردم به او می پوشانم و او را ازمقام قربم کنارش می زنم و از وصالم دورش می کنم .
آیا بنده من به غیر از من در شدائد امیدوار است و حال آنکه رفع همه شدائد در دست من است.
او چشم به غیر از من دارد و در فکرش در خانه غیر از مرا می زند و حال آنکه کلیدهای درهای بسته به دست من است و در خانه من باز است برای کسی که مرا بخواند .
من تا به حال امید چه کسی را قطع کرده ام ؟ چه کسی امیدوار به من در کارهای مهمّش بوده که
امیدش را به نا امیدی کشانده باشم ؟
من آرزوهای بندگانم را در نزد خود حفظ می کنم آیا آنها راضی نمی شوند که من حافظ آن آرزوها باشم و آنها را به آن آرزوها برسانم ؟
چرا آنها راضی نشوند وحال آنکه من به ملائکه ایی که در تسبیح من ملول نمی گردند و عالم را پر کرده اند امر نموده ام که درهای رحمت را بین من و بندگانم هیچگاه نبندند .آیا باز هم آنها به قول من اطمینان نمی کنند ؟
آیا بنده من نمی داند که هیچ مشکلی از مشکلات که من برای او به وجود آورده ام کسی جز به اذن من نمی تواند آنها را رفع کند.
چه شده است که او را رویگردان از خود می بینم حال آنکه من با جودم در وقتی که او هنوز از من چیزی نخواسته بود به او همه چیز داده ام ولی حالا که از او می گیرم میخواهد دیگری به بر گرداند و از دیگران آن را سوال می کند ؟
آیا او همیشه مرا ندیده که عطایا را قبل از آنکه از من بخواهد به او می دهم ؟ حالا که او می خواهد ممکن است که من به او جواب ندهم؟
آیا من بخیلم که بنده ام مرا بخیل تصور کرده است ؟ آیا تمام جود کرم از من نیست؟ آیا همه آرزوها نزد من نمی آید ؟!
چه کسی آرزوهایی که به دیگران بسته است غیر از من فطع می کند ؟
آیا آنهائی که به دیگران دل می بندند و از آنها امید دارند از من نمی ترسند؟
اگر اهل آسمانها و زمین آرزوهایشان را از من بخواهند ومن به هر یک از آنها آنچه را که همه خواسته اند بدهم از ملک من به قدر ذرّه ای کم نمی شود ؟
چگونه ممکن است ملکی که من قیم او هستم کم شود وناقص گردد ؟
پس ای بدبخت کسانی که از رحمت من مایوسند و ای بد بختی و بد حالی بر گناهکارانی
که مراقب شئون من نیستند باد .
*** اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم واحشرنا معهم و لعن اعدائهم اجمعین***
_________________ زندگي تفسير سه کلمه است*:خنديدن.بخشيدن و فراموش* کردن پس ....* بخند*...* ببخش*... و*فراموش کن*
از ديروز بياموز* براي امروز زندگي کن* و اميد به فردا داشته باش*
ارسال شده: شنبه 8 دي 1386 - 18:51 موضوع: Re: حرف خدا (بچه ها خواهشن بخونینش دلم آدمو میسوزونه ) حرف خ
و فاطمه می گه :
bluenight نوشته:
بچه ها خیلی دوست دارم شما هم این متن رو بخونین ممنونم ازتون : حتما بخونین :
حضرت امام جعفرصادق علیه السلام فرموند: که من در کتابی خواندم خدای تعالی فرموده :
به عزّت وجلالم و کرم واسعم و مقام والایم درعرش قسم آرزوی هرامیدواری که به خلقم دل بسته باشد و به من امید نداشته باشد بوسیله نا امیدی امید او را قطع می کنم و لباس ذّلت در میان مردم به او می پوشانم و او را ازمقام قربم کنارش می زنم و از وصالم دورش می کنم .
آیا بنده من به غیر از من در شدائد امیدوار است و حال آنکه رفع همه شدائد در دست من است.
او چشم به غیر از من دارد و در فکرش در خانه غیر از مرا می زند و حال آنکه کلیدهای درهای بسته به دست من است و در خانه من باز است برای کسی که مرا بخواند .
من تا به حال امید چه کسی را قطع کرده ام ؟ چه کسی امیدوار به من در کارهای مهمّش بوده که
امیدش را به نا امیدی کشانده باشم ؟
من آرزوهای بندگانم را در نزد خود حفظ می کنم آیا آنها راضی نمی شوند که من حافظ آن آرزوها باشم و آنها را به آن آرزوها برسانم ؟
چرا آنها راضی نشوند وحال آنکه من به ملائکه ایی که در تسبیح من ملول نمی گردند و عالم را پر کرده اند امر نموده ام که درهای رحمت را بین من و بندگانم هیچگاه نبندند .آیا باز هم آنها به قول من اطمینان نمی کنند ؟
آیا بنده من نمی داند که هیچ مشکلی از مشکلات که من برای او به وجود آورده ام کسی جز به اذن من نمی تواند آنها را رفع کند.
چه شده است که او را رویگردان از خود می بینم حال آنکه من با جودم در وقتی که او هنوز از من چیزی نخواسته بود به او همه چیز داده ام ولی حالا که از او می گیرم میخواهد دیگری به بر گرداند و از دیگران آن را سوال می کند ؟
آیا او همیشه مرا ندیده که عطایا را قبل از آنکه از من بخواهد به او می دهم ؟ حالا که او می خواهد ممکن است که من به او جواب ندهم؟
آیا من بخیلم که بنده ام مرا بخیل تصور کرده است ؟ آیا تمام جود کرم از من نیست؟ آیا همه آرزوها نزد من نمی آید ؟!
چه کسی آرزوهایی که به دیگران بسته است غیر از من فطع می کند ؟
آیا آنهائی که به دیگران دل می بندند و از آنها امید دارند از من نمی ترسند؟
اگر اهل آسمانها و زمین آرزوهایشان را از من بخواهند ومن به هر یک از آنها آنچه را که همه خواسته اند بدهم از ملک من به قدر ذرّه ای کم نمی شود ؟
چگونه ممکن است ملکی که من قیم او هستم کم شود وناقص گردد ؟
پس ای بدبخت کسانی که از رحمت من مایوسند و ای بد بختی و بد حالی بر گناهکارانی
که مراقب شئون من نیستند باد .
*** اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم واحشرنا معهم و لعن اعدائهم اجمعین***
_________________ برای کسب گنج سکوت ، بارگاه دانش ات را بزرگتر بساز . ارد بزرگ
انسان خوشبخت آن كسي است كه حوادث را با تبسم و اندكي دقت بعلت وقوع آن تلقي وقبول نمايد . موریس مترلينگ
ارسال شده: شنبه 8 دي 1386 - 18:54 موضوع: Re: حرف خدا (بچه ها خواهشن بخونینش دلم آدمو میسوزونه ) حرف خ
و ارشک پارتی می گه :
bluenight نوشته:
بچه ها خیلی دوست دارم شما هم این متن رو بخونین ممنونم ازتون : حتما بخونین :
حضرت امام جعفرصادق علیه السلام فرموند: که من در کتابی خواندم خدای تعالی فرموده :
به عزّت وجلالم و کرم واسعم و مقام والایم درعرش قسم آرزوی هرامیدواری که به خلقم دل بسته باشد و به من امید نداشته باشد بوسیله نا امیدی امید او را قطع می کنم و لباس ذّلت در میان مردم به او می پوشانم و او را ازمقام قربم کنارش می زنم و از وصالم دورش می کنم .
آیا بنده من به غیر از من در شدائد امیدوار است و حال آنکه رفع همه شدائد در دست من است.
او چشم به غیر از من دارد و در فکرش در خانه غیر از مرا می زند و حال آنکه کلیدهای درهای بسته به دست من است و در خانه من باز است برای کسی که مرا بخواند .
من تا به حال امید چه کسی را قطع کرده ام ؟ چه کسی امیدوار به من در کارهای مهمّش بوده که
امیدش را به نا امیدی کشانده باشم ؟
من آرزوهای بندگانم را در نزد خود حفظ می کنم آیا آنها راضی نمی شوند که من حافظ آن آرزوها باشم و آنها را به آن آرزوها برسانم ؟
چرا آنها راضی نشوند وحال آنکه من به ملائکه ایی که در تسبیح من ملول نمی گردند و عالم را پر کرده اند امر نموده ام که درهای رحمت را بین من و بندگانم هیچگاه نبندند .آیا باز هم آنها به قول من اطمینان نمی کنند ؟
آیا بنده من نمی داند که هیچ مشکلی از مشکلات که من برای او به وجود آورده ام کسی جز به اذن من نمی تواند آنها را رفع کند.
چه شده است که او را رویگردان از خود می بینم حال آنکه من با جودم در وقتی که او هنوز از من چیزی نخواسته بود به او همه چیز داده ام ولی حالا که از او می گیرم میخواهد دیگری به بر گرداند و از دیگران آن را سوال می کند ؟
آیا او همیشه مرا ندیده که عطایا را قبل از آنکه از من بخواهد به او می دهم ؟ حالا که او می خواهد ممکن است که من به او جواب ندهم؟
آیا من بخیلم که بنده ام مرا بخیل تصور کرده است ؟ آیا تمام جود کرم از من نیست؟ آیا همه آرزوها نزد من نمی آید ؟!
چه کسی آرزوهایی که به دیگران بسته است غیر از من فطع می کند ؟
آیا آنهائی که به دیگران دل می بندند و از آنها امید دارند از من نمی ترسند؟
اگر اهل آسمانها و زمین آرزوهایشان را از من بخواهند ومن به هر یک از آنها آنچه را که همه خواسته اند بدهم از ملک من به قدر ذرّه ای کم نمی شود ؟
چگونه ممکن است ملکی که من قیم او هستم کم شود وناقص گردد ؟
پس ای بدبخت کسانی که از رحمت من مایوسند و ای بد بختی و بد حالی بر گناهکارانی
که مراقب شئون من نیستند باد .
*** اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم واحشرنا معهم و لعن اعدائهم اجمعین***
محمد دماوندی نیای گرامی
مثل همیشه زیبا و عالی بود
لذت بردم
از بابت نامه متشکرم سایت قشنگت رو هم دیدم و لذت بردم
:e*k: :e*k: :e*k: :e*k:
_________________
توان آدمیان را، با آرزوهایشان می شود سنجید. ارد بزرگ