forogh ندیم سایت


تاريخ عضويت: 5 شنبه 15 آذر 1386 ارسالها: 91
|
ارسال شده: 5 شنبه 15 آذر 1386 - 22:53 موضوع: جنبش ادبی اونانيميسم |
|
|
 |
|
 |
 |
و forogh می گه :
«اونانيميسم» مركب از كمله «اونانيم» (Unanime) به معناي «همدل، همرأي، متفق القول و همگاني» است كه در اصل از كلمه لاتين Unanimus ريشه گرفته است كه در قرن شانزدهم از زبان لاتين وارد زبان فرانسه شد.
در اوايل قرن بيستم، حدود سال ،۱۹۱۰ «اونانيميسم» به مكتب ادبي اطلاق شد كه شاعر و نويسنده معروف فرانسوي، ژول رومن (۱۹۷۲ـ۱۸۸۵ Jules Romains) به ياري ژرژ شنوير (G.Cheneviere) آن را در پاريس بنا نهاد. البته بايد اين نكته را متذكر شد كه شاعران و هنرمندان «گروه صومعه » (Groupe d'Abbaye) پيش از اين باعث ايجاد جريان ادبي در فرانسه شده بودند كه در شكل گيري پايه هاي اوليه اين مكتب بسيار مؤثر و دخيل بود.
گروه Abbaye متشكل از هشت شاعر و نويسنده با نامهاي رنه آركو (R.Arcos)، شارل ويل دراك (Ch. Vildrac)، پير ـ ژان ژوو(P-J.Jouve) ژرژ دوهامل(G. Duhamel)، آلبر دواين (A.Doyen) كوك دورتن (L.Durtain) به علاوه ژول ورن و ژرژ شنوير بود. در سال ۱۹۰۶ اين گروه به نيت اينكه دور از هياهوي شهري باشند و به يك آرامش، همبستگي و زندگي مشترك هنرمندانه دست پيداكنند در خانه اي روستايي به دور هم گرد آمدند و بردر اين خانه تابلويي با اين عنوان «Abbaye، گروه برادرانه هنرمندان» نصب كردند و براي گذران زندگي و كسب درآمد در همان خانه انتشارات Abbaye را تأسيس كردند. آنان با تأثيرگرفتن از انديشه دموكراتيك و گرايشهاي سوسياليستي، در جست وجوي زباني نو و سبكي تازه بودند تا افكار و عقايد خود را در ارتباط با ستايش «اصالت زندگي حقيقي» بيان كنند. اما بتدريج، مشكلات مالي و اختلاف نظرهاي آنان باعث جدايي و از هم پاشيدن «گروه هنرمندان Abbaye» شد. اما در همان مدت كوتاه نيز فعاليت اين گروه برتاريخ شعر و ادب فرانسه بسيار تأثير گذاشت.
بعداز از بين رفتن گروه Abbaye، ژول رومن كه يكي از اعضاي اين گروه بود، سعي كرد كه اهداف اين گروه را در مكتب اونانيميسم دنبال كند و در اين راه شنوير نيز با او همكاري كرد و بدين ترتيب نطفه اين مكتب با افكار «گروه صومعه» شكل گرفت. در سال ،۱۹۰۸ انتشارات Abbaye كتابي باعنوان «زندگي همگاني» (La Vie Unanime) اثر ژول رومن را منتشر كرد كه در واقع مرامنامه مكتب اونانيميسم محسوب مي شود.
طرز تفكر و نگرش رومن به عنوان باني اين مكتب و در پي او عقايد اونانيميست ها بسيار متأثر از ادبيات قرن نوزدهم بود. هوگو و عقيده او در مورد نقش شاعر در جامعه، مترلينگ و اشعارش در مورد زندگي روزمره شهري، زولا و نظراتش در ارتباط با اجتماع و همچنين والت ويتمن به عنوان شاعر دنياي ادب نو، از جمله شخصيتهايي بودند كه اونانيميستها بسيار از آنان الهام و تأثير گرفتند.
اونانيميستها معتقدند كه در وجود هركس دونوع احساس و افكار وجود دارد. نخستين افكار و احساساتي كه ويژه درون و خاص هر فرد است و ديگر افكار و احساساتي كه از طرف اجتماع و افراد جامعه و در كل محيط پيرامون(مانند خانواده، همكاران، گروههاي اجتماعي و حتي محيط زندگي) برفرد تلقين وتحميل مي شود. مكاتب ادبي و هنري تا پيش از اونانيميسم اعتقاد داشتند كه فرد براي رسيدن به كمال و بلوغ بايد افكار و احساسات دروني خود را رشد و پرورش دهد. در حالي كه پيروان مكتب اونانيميسم عكس اين موضوع را معتقد بودند.از نظر آنان جامعه و دنياي خارج بيشترين تأثير را بر فرد مي گذارد و منشأ شكوفايي نيروهاي او براي رسيدن به كمال است. احساسات وعقايد فرد در اجتماع ذوب مي شود و حركت جامعه خواه ناخواه فرد را با خود همراه مي كند. چرا كه نيرو و درايت جامعه برنيرو و افكار افراد ارجحيت و تسلط دارد و اين نيرو باعث هماهنگي، همدلي و وحدت نظر در جامعه مي شود.
البته اين طرز تفكر و جهان بيني اونانيميست ها متأثر از عقايد فلسفي «آگوست كنت» و نظرات جامعه شناختي «دوركيم»(جامعه شناس فرانسوي) و آراي فلسفي ايده آليسم بود.
مكتب اونانيميسم براي جامعه بشري پيام آزادي، دموكراسي، دوستي و همبستگي داشت. از آنجايي كه آنان جامعه را منشأ تكامل و بلوغ فكري و روحي انسان مي دانستند، معتقد بودند كه افراد جامعه بايد بدون خودخواهي در شادي و غم يكديگر شريك باشند و به دور از انزوا و گوشه گيري در جامعه حضوري فعال و مؤثر داشته باشند.
ژول رومن با بررسي كوچكترين اجتماع كه يك زوج آن را تشكيل مي دهد تا بزرگترين اجتماع كه يك كشور يا شايد جهان را شامل مي شود به اين نتيجه رسيد كه اين همدلي، همبستگي و وحدت نظر(اونانيم) مبتني بر قوه اختيار و انتخاب افراد بدون اعمال هرگونه فشار و جبري است كه از احساسات دروني هر فرد نشأت مي گيرد.
از نظر اونانيميستها، فرد همانطور كه با خانواده و محيط خانه خود رابطه برقرار مي كند به همان اندازه نيز با افراد جامعه و تمام اجزاي جاندار و غيرجاندار شهر خود(مانند خيابانها، ميادين، درختان، ساختمانها و…) رابطه برقرار مي كند و از شهر و جامعه شهري خود تأثير مي پذيرد و به نوعي دلبسته و وابسته آنها مي شود. در انديشه اونانيميستي اشياء و اجزاي بي جان جامعه شهري همانند تمام افراد آن جامعه داراي روح و احساس هستند كه در درون جامعه انساني اهميت و ارزش پيدا مي كنند و برتك تك شهروندان آن جامعه تأثير مي گذارند.
اونانيميستها همين خصوصيت روح بخشيدن به شهر و جامعه و ارتباط و تأثير آن برافراد جامعه را موضوع و مضمون اصلي آثار خود قرارداده بودند و در آثار خود بدون استفاده از كنايه و نماد در قالب نظم يا نثر اين مضامين را به تصوير مي كشيدند. اشعار اونانيميستها بيانگر احساس انسان در برابر زندگي پيرامونش همراه با تصويرسازي و اندرزگويي بود.
از جمله آثار اونانيميستي مي توان رمان بلند «رادمردان» Les hammes de bonre volonte اثر ژول رومن را ذكر كرد كه تحولات جامعه فرانسوي و بطور كلي جامعه اروپايي را در سالهاي بين ۱۹۰۸ تا ۱۹۳۳ را با ديدي اونانيميستي به تصوير كشيده است.
http://flash2010.blogfa.com/post-4.aspx
|
|
 |
|
 |
|
|