mona دوست سایت


تاريخ عضويت: 5 شنبه 15 آذر 1386 ارسالها: 61 محل سكونت: نیاوران
|
ارسال شده: 5 شنبه 15 آذر 1386 - 16:27 موضوع: تاركوفسكي؛ يك صوفي مبارز |
|
|
 |
|
 |
 |
و mona می گه :
پيتر كالشا :اينگمار برگمان زماني گفته بود: «كشف نخستين فيلم تاركوفسكي برايم مانند معجزه بود. به يكباره خود را مقابل دري ديدم كه تا به حال كليدش را در اختيار نداشتم.
تاركوفسكي از نظر من بزرگترين فيلمساز سينما و كسي است كه زبانی جديد براي اين رسانه اختراع كرد.»
فيلمساز فقيد سوئدي تنها يكي از افراد نامداري است كه آندري تاركوفسكي با فيلمهاي اندكش او را شيفته خود ساخت (تاركوفسكي نيز همواره ارزش زيادي براي برگمان قائل بود، تا جايي كه وقتي خبرنگاري درباره 10 فيلم محبوب عمرش از او سوال كرد، تاركوفسكي 3 فيلم از برگمان را در ميان فيلمهاي محبوبش نام برد). بهزودي طي مراسم بزرگداشتي كه براي تاركوفسكي در لندن برگزار ميشود، مجموعه فيلمهاي او به نمايش درخواهند آمد. بدين ترتيب فرصتي تاريخي در اختيار نسل جديد تماشاگران قرار ميگيرد تا درباره موفقيت آثار اين فيلمساز در آزمون زمان قضاوت كنند. تاركوفسكي سال 1986 در 54 سالگي درگذشت. اين بزرگداشت تنها بخشي از مجموعه مراسمهايي خواهد بود كه به مناسبت گراميداشت هفتاد و پنجمين زادروز تاركوفسكي برگزار خواهند شد. اين برنامهها همراه با نمايش مجموعهاي از فيلمهاي مستند ـ از جمله مستندي از پشت صحنه «ايثار» آخرين ساخته فيلمساز ـ خواهد بود (قرار است نسخه 35 ميليمتري جديدي از «ايثار» نيز به نمايش درآيد). اجراي نمايشي درباره تاركوفسكي و همچنين نمايشگاهي از عكسهاي منتشرنشده فيلمساز، از ديگر برنامههاي در نظر گرفته شدهاند. الكساندر گوردون، كارگردان روس، بيش از هركس با تاركوفسكي آشناست، چرا كه تحت نظر او آموزش ديده، در فيلمهايش دستياري كرده، كتابي درباره تاركوفسكي نوشته و از همه مهمتر با مارينا، خواهر او، ازدواج كرده است. وي اعتقاد دارد: «تاركوفسكي چندان خود را فيلمساز موفقي نميدانست، چراكه در طول دوره كارياش از «كودكي ايوان» در 1961 تا «ايثار» در 1986، تنها توانست 7 فيلم بسازد.» گوردون تاكيد ميكند دليل اين مساله، نداشتن ايده كافي توسط تاركوفسكي نبوده است. در ميان طرحهاي فيلم نشده بيشمار تاركوفسكي، اقتباسهايي از «هملت» و «ابله» داستايوفسكي نيز به چشم ميخورند. به گفته مارينا تاركوفسكي، برادرش بيش از هر چيز مردي «بهشدت مذهبي» بود و بههمين خاطر نميتوانست با رئاليسم الحادي مورد علاقه مسوولان شوروي كنار بيايد. او ميگويد: «بيشتر فيلمهاي آندري روي كاغذ باقي ماندند، چون تاييد نشدند. در حقيقت تمام آنها به طرز وحشتناكي سانسور شدند.» با وجود اين، تاركوفسكي از اينكه توانسته بود همين تعداد فيلم را هم روانه پرده كند، راضي بود. مارينا ميگويد: «آندري روشهايی خاص براي دور زدن سانسور داشت. نام يكي از اين روشها را «سگ كوچك سفيد» گذاشته بود. او اين روش را از يك نقاش پرتره ياد گرفته بود كه هميشه سگ سفيد كوچكي، كنار تابلوهايش ميكشيد. افرادي كه نقاش پرترهشان را ميكشيد، معمولا به وجود اين سگ در نقاشي اعتراض ميكردند و نقاش هم آن را پاك ميكرد. بدين ترتيب اگر عيبي هم در كار بود به چشم مشتري نميآمد و ساير اجزاي نقاشي دستنخورده باقي ميماند. آندري هم هميشه در فيلمهايش عناصری كوچك و بياهميت قرار ميداد كه ميدانست سانسورچيها نسبت به آنها حساس هستند. او يك صوفي بود اما در عين حال يك مبارز هم بود.»درونمايههاي عجيب و غريب ـ باران باريدن درون خانه، رويا ديدن، غوطهوري در فضا، شخصيتهاي لالي كه يكباره زبان باز ميكنند، آب و آتش و... ـ بخشي جداييناپذير از آثار تاركوفسكي هستند. فيلمهاي تاركوفسكي همچنين بهخاطر نماهاي طولاني و ضرباهنگ آرامشان، شهرتی فراوان دارد. شعار تاركوفسكي همواره اين بود: «به ريتم فكر كنيد.»اگر قرار باشد آثار تاركوفسكي را حاوي پيامي بدانيم، اين پيام بيشك هشداري تلخ درباره خطرات ماترياليسم است. او زماني نوشته بود: «امروز هر فرد سر چهارراهي ايستاده و بايد راه خود را انتخاب كند. او يا بايد به دنبال تكنولوژي جديد و روند بيپايان گسترش ماديات رود، يا بايد دنبال راهي براي رسيدن به جهان معنويات باشد.»اگرچه برگمان و تاركوفسكي وجوه اشتراك فراواني داشتند اما مارينا تاركوفسكي ميگويد برادرش و فيلمساز بزرگ سوئدي، حتي يك بار هم با يكديگر صحبت نكردند. او ميگويد: «هنگامي كه آندري مشغول ساخت «ايثار» در سوئد بود، بهطور اتفاقي در يك راهرو همديگر را ديدند. آن دو فقط كمي به هم نگاه كردند و بعد هركس راه خودش را رفت. ظاهرا آنها حرفي براي گفتن به هم نداشتند.»

_________________
چه نشانی از بد اندیش بجاست ؟ هیچ . ارد بزرگ
در آیین خرد در هر کاری اندیشه باید . بزرگمهر بختگان |
|
 |
|
 |
|
|