ارشک پارتی دوست سایت


تاريخ عضويت: 1 شنبه 18 آذر 1386 ارسالها: 65
|
ارسال شده: 5 شنبه 22 آذر 1386 - 05:45 موضوع: خشونت در فوتبال؛ چرا؟! |
|
|
 |
|
 |
 |
و ارشک پارتی می گه :
خشونت در فوتبال؛ چرا؟!
برخلاف ديگر كشورها،
رفتار طرفداران فوتبال ايران معضل اجتماعي نيست
بررسي رفتارهاي پرخاشگرانه و خشونتآميز تماشاگران ورزش فوتبال در نقاط مختلف دنيا نشان ميدهد كه الگوي رفتاري يكسان و واحدي بر آنان حاكم نيست.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، "بررسي جامعهشناختي عوامل موثر در خشونت و پرخاشگري در ورزش فوتبال" عنوان پژوهش انجام شده از سوي محمدمهدي رحمتي است.
در اين پژوهش آمده است: « شواهد نشان ميدهد اكثر قريب به اتفاق موارد برخوردهاي خشونتآميز و پرخاشجويانه تماشاگران فوتبال متاثر از جريانهاي اجتماعي است، و با توجه به متفاوت بودن خاستگاه جريانهاي اجتماعي خشونتآميز و پرخاشجويانه در جوامع مختلف، ريشه خشونتهاي طرفداران فوتبال نيز در كشورهاي مختلف با يكديگر متفاوت است. در حالي كه در برخي از كشورها، مانند اسكاتلند، ايتاليا و انگلستان تقابلهاي طبقاتي و ديني - پروتستانتيسم با كاتوليسيسم - در عرصه رقابتهاي فوتبال باز توليد و منجر به خشونت و اوباشگري فوتبال ميشود.
در برخي ديگر از كشورهاي - عمدتا اروپايي- كنش متقابل تماشاگران با يكديگر (با توجه به تماس بيشتر آنها با هم كه ناشي از تعداد مسابقات بيشتر تيمهاي اروپايي با يكديگر است)، در شكلگيري رخدادهاي خشونتآميز موثر هستند. همچنين در برخي موارد مانند آفريقا، خصومتهاي ديرينه قومي و قبيلهاي نقش مهمي در بروز برخوردهاي خشونتآميز ايفا ميكنند. واكنشهاي بعضا سختگيرانه و نسنجيده نيروهاي حافظ نظم و كنترل اجتماعي، دگرگوني در الگوهاي اوقات فراغت، گسترش شهرنشيني، اهميت يافتن فوتبال و نقش هويت بخش آن براي طرفداران، به همراه توجه زياد و افراطي رسانهها به اين ورزش از جمله عوامل ديگري هستند كه در شكلگيري رفتارهاي پرخاشجويانه، خشونتآميز و گاه اوباشگرانه تماشگران فوتبال در كشورهاي مختلف نقش موثري دارند؛ اما، علي رغم وجود تفاوتهاي مورد اشاره، شباهتهايي نيز ميتوان درمورد خصوصيات اجتماعي و فرهنگي طرفداران خشونتگراي فوتبال مشاهده كرد كه از آن جمله ميتوان به خاستگاه طبقاتي پايين، رواج بيكاري بين آنان، تحصيلات پايين و جوان بودن اكثر آنان اشاره كرد. افزون بر اين، طرفداران افراطي و خشونتگراي فوتبال در كليه كشورها داراي نوعي خرده فرهنگ خاص خود هستند كه حول محور طرفداري از تيمهاي مورد علاقهشان شكل گرفته؛ اما، در اكثر موارد فاقد سازماندهي رسمي است و اغلب از ساختي غيررسمي برخوردار است.
بررسي رفتارهاي خشونتآميز و پرخاشجويانه طرفداران فوتبال در ايران، در عين دارا بودن برخي شباهتهاي ظاهري، از نظر ساختاري تفاوتهايي اساسي با ديگر كشورها نشان ميدهد. برخلاف بسياري از كشورها كه در اين مطالعه تجربه طرفداران فوتبال در آنها مورد اشاره قرار گرفت، در ايران تاكنون رفتارهاي طرفداران فوتبال به معضلي اجتماعي بدل نشده است و تنها در چارچوب محيط ورزشگاهها تجلي يافته است.
حتي در همين حيطه نيز شدت و دامنه حركات و رفتارهاي پرخاشجويانه و خشونتآميز طرفداران فوتبال در مقايسه با ديگر كشورهايي كه در اين پژوهش مبادرت به بررسي تجربههاي مربوط به رفتار تماشاگران فوتبال در آنها شد، بسيار خفيف ارزيابي ميشود. به عنوان مثال در طول تاريخ برگزاري مسابقات فوتبال در ايران هيچگاه برخوردهاي طرفداران فوتبال با يكديگر منجر به قتل يا حتي آسيبهاي شديد جاني و مالي نشده است و در معدود مواردي كه دامنه خسارتهاي فيزيكي بالا و قابل توجه بوده (مانند حادثه مربوط به ديدار دو تيم پرسپوليس و پاس در سال 1360)، بيش از عوامل ساختاري و نهادي، نقش و تاثير عوامل وضعيتي برجسته و چشمگير بوده است.
از طرف ديگر، يافتهها و مشاهدات مربوط به رفتارها و حركات خشن و پرخاشجويانه طرفداران فوتبال در شهر تهران حاكي از اين است كه بخش عمدهاي از اين رفتارها و حركات در مقوله پرخاشگري كلامي جاي ميگيرد و شكل مرسوم خشونتهاي فيزيكي كه در ساير كشورها تحت تاثير عوامل مختلف اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي مانند مذهب، قوميت،طبقه اجتماعي و غيره بين طرفداران فوتبال رايج است، در بين آنان بسيار به ندرت رخ ميدهد و در صورت وقوع نيز تابع عوامل ديگري است.
يكي از رايجترين نمونههاي رفتارهاي خشونتآميز طرفداران فوتبال در شهر تهران معطوف به خشونت عليه اموال عمومي يا ونداليسم است و در اغلب موارد اتوبوسهاي شركت واحد كه مبادرت به جابجايي طرفداران فوتبال ميكنند در معرض اين نوع خشونت و خرابكاري قرار ميگيرند.
تقريبا در كليه موارد، اينگونه اعمال پس از خاتمه مسابقات و هنگام بازگشت از ورزشگاه به نقاط مختلف شهر تهران انجام ميشود؛ اما، در همين مورد نيز يك نكته قابل تامل است و آن اينكه اكثر اتوبوسهايي كه براي جابهجايي طرفداران فوتبال مورد استفاده قرار ميگيرند، از نوع اتوبوسهاي اسقاطي و مدل پايين هستند. همين امر يكي از چند عامل مهم نارضايتي طرفداران فوتبال از امكانات و تسهيلاتي است كه هنگام حضور در ورزشگاه بر رفتار آنان تاثير منفي ميگذارد.
افزون بر موارد ذكر شده، برخوردهاي گاه و بيگاه طرفداران فوتبال در ايران هيچگاه ارتباطي با تفاوتهاي ديني، قومي و طبقاتي نداشته است و اصولا چنين تفاوتهايي نه تنها در ورزش، بلكه در ساير عرصههاي اجتماعي و فرهنگي نيز تبديل به تعارض و تخاصم نشده است.
تجربه اين مطالعه نشانگر اين است كه طرفداران تيمهاي فوتبال در شهر تهران را افرادي تشكيل ميدهند كه با طرفداري از دو تيم پرسپوليس و استقلال براي خود هويتهاي ورزشي خلق ميكنند و اين هويتها نه تنها از عوامل و عناصر متمايزكننده اجتماعي و فرهنگي تاثير نميپذيرند، بلكه در مواردي تحت تاثيرهويتهاي فراتر مانند هويت ملي يا ديني نيز قرار ميگيرند.
با توجه به يافتههاي اين پژوهش درباره عوامل موثر بر پرخاشگري و خشونت ورزشي طرفداران فوتبال در شهر تهران ميتوان نتيجه گرفت كه اختلال و سوء كاركرد در متغيرها و عواملي كه بر فرآيند جامعه پذيري موثر هستند، سبب افزايش ميزان گرايش جمعيت مورد مطالعه به ارتكاب رفتارها و حركات پرخاشجويانه و خشونت آميز ورزشي ميشود.
برخي از اين متغيرها مانند مكانيسمهاي كنترل و نظارت بر رفتار توسط والدين، تنش در محيط خانواده، و ارتباط با بستگان و خويشاوندان داراي سابقه جرم و كجروي ناظر بر فرايند جامعهپذيري اوليه هستند و دلالت بر اهميت نهاد خانواده و كاركرد آن در شكلگيري رفتارهاي مذكور دارند.
برخي ديگر از متغيرها مانند گروه متغيرهاي مربوط به بحرانها و وقايع زندگي، و ارتباط با دوستان و همسالان داراي سابقه جرم و كجروي كه بر متغير وابسته يعني رفتارهاي خشن و پرخاشجويان ورزشي تاثير معنادار دارند، ضمن تاثيرپذيري از عوامل مربوط به جامعهپذيري اوليه، خود نيز در زمره عوامل موثر بر جامعهپذيري ثانويه جاي ميگيرند.
افزون بر اين، عوامل و متغيرهاي ديگري نيز در گرايش جمعيت مورد مطالعه به خشونت و پرخاشگري ورزشي نقش دارند كه برخي از آنها مانند مكانيسمهاي ارتباط با باشگاه مورد علاقه، ارتباط با رسانههاي ورزشي و ارتباط اجتماعي و ورزشي خود طرفداران با يكديگر جزو عواملي محسوب ميشوند كه علاوه بر تاثيرگذاري بر جامعهپذيري ورزشي طرفداران به اتفاق عوامل ديگر مانند سازگاري بين اهداف ورزشي و ابزارهاي تحقق آنها، و رضايت از امكانات و تسهيلات ورزشگاه، عناصر كاركردي ساختار فعاليت طرفداران فوتبال را شكل ميبخشند.
در نهايت اينكه، برخي عوامل مانند اهميت و حساسيت نتيجه بازي، حركات و اعمال خشونتآميز و پرخاشجويانه بازيكنان در هنگام برگزاري بازيها و كيفيت داوري تنها به صورت موردي و با توجه به وضعيت و شرايط حاكم بر بازيها بر ميزان خشونت و پرخاشگري ورزشي طرفداران تاثير ميگذارند.
ورزش فوتبال در ايران به مثابه بخشي از يك نهاد مدرن كمتر از نيم قرن است كه به شكل رسمي فعاليت خود را آغاز كرده است؛ اما، در همين مدت كوتاه توانسته است نقش و جايگاه حائز اهميتي در پركردن اوقات فراغت مردم پيدا كند، به گونهاي كه به تدريج به عنوان ورزش اول كشور بين نوجوانان و جوانان رواج يافته و تماشاي مسابقات فوتبال نيز بين گروههاي مختلف جامعه از جذابيت و اهميت فراوان برخوردار شده است.
يكي از وجوه تمايز مهم ساخت اجتماعي و فرهنگي طرفداران فوتبال در ايران اين است كه برخلاف ساير كشورها طرفداري از تيمهاي فوتبال از نظر اجتماعي تفكيك شده و قطبي نيست. هر چند طرفداري از تيمهاي باشگاهي به طور عمده حول دو تيم باشگاهي پرسپوليس و استقلال شكل گرفته است. طرفداران هر دو تيم را ميتوان در كليه خانوادهها، محلات، طبقات و گروههاي مختلف اجتماعي ملاحظه كرد كه با تفاوت كمي نه چندان قابل ملاحظهاي در كنار يكديگر قرار دارند.
همين امر را ميتوان يكي از دلايل جامعهشناختي مهمي تلقي كرد كه سبب جلوگيري از شكلگيري تعارضهاي اجتماعي و فرهنگي جدي بين طرفداران فوتبال در شهر تهران و ساير شهرهاي ايران شده است.
در واقع، همانگونه كه اطلاعات پژوهش حاضر نشان ميدهد، به جز تفاوت در تيم مورد علاقه، متغير اجتماعي و فرهنگي مهم ديگري در تمايز طرفداران فوتبال از يكديگر به چشم نميخورد و طرفداران مذكور از نظر متغيرهاي فرهنگي، اجتماعي و حتي ورزشي تفاوتهاي معناداري با هم ندارند. حتي متغير طبقهي اجتماعي و اقتصادي را كه در اين مطالعه تاثير معناداري بر وقوع رفتارهاي خشونتآميز و پرخاشجويانه ورزشي از خود نشان داد نميتوان با همين تاثير در ديگر كشورها مانند انگلستان و ايتاليا يكسان پنداشت.
در كشورهاي ياد شده، مفهوم طبقهي اجتماعي با توجه به ساختار اجتماعي و فرهنگي به مثابه يك مقوله هويت بخش، اهميت فراوان در سلسله مراتب اجتماعي و تعيين سبك زندگي افراد دارد؛ اما در ايران طبقهي اجتماعي چه در ساختار كلي جامعه و چه بين طرفداران تيمهاي فوتبال بيشتر مفهومي عيني است كه بنا به تعبير "ماركس" تنها به شكل طبقه در خود و نه طبقه براي خود وجود دارد و طبقات اجتماعي فاقد شبكهي ارتباطات اقتصادي و اجتماعي منسجم دروني و در عين حال متمايز كنندهي بيروني هستند. در واقع، فقدان عنصر آگاهي به منافع و سرنوشت مشترك و نيز عدم وجود يك ارتباط منسجم بين اعضاي هر طبقه سبب شده طبقه در ايران تنها به شكل يك مفهوم بالقوه شكل بگيرد و كمتر در عمل و به صورت بالفعل در روابط اجتماعي تجلي يابد، بنابراين، با توجه به مطالب ذكر شده و نيز با در نظر گرفتن ساختار اجتماعي و فرهنگي متفاوت جمعيت طرفداران فوتبال در تهران - و ايران- از ديگر كشورها، مشخص شد كه اختلال و سوء كاركرد در برخي از عناصر تشكيل دهنده اين ساختار در افزايش يا كاهش ميزان گرايش به انجام رفتارهاي پرخاشجويانه و خشونتآميز ورزشي موثر است.
از مجموع يافتههاي اين پژوهش چنين استنباط ميشود كه ورود ورزش فوتبال به ايران به مثابه يك كالاي فرهنگي با مسايلي مواجه بوده كه زمينهي شكلگيري و بروز سوء كاركردها را فراهم ساخته است.
ورزش فوتبال به عنوان يك كالاي فرهنگي شامل دو مجموعه عناصر مادي و غيرمادي است. هر چند كه عناصر مادي اين كالاي فرهنگي مانند توپ، لباس، كفش، زمين بازي و غيره در حد امكان تامين و فراهم شده است؛ اما در مورد عناصر غيرمادي آن مانند وجود يك سازان بروكراتيك با عملكرد عقلاني و پيروي از قواعد، مقررات و قوانين حام بر آن كاستيهايي وجود دارد كه به تعبيري نشان از تاخر فرهنگي دارد. به عنوان مثال، تغييرات پي در پي در رياست فدراسوين فوتبال و بعضا هياتهاي تابع آن بر عملكرد مطلوب و مستمر آن تاثير منفي ميگذارد. همچنين علي رغم اين كه بخشهاي مختلفي با عناوين گوناگون در حيطهي فرهنگي ورزش فعال هستند و حتي تيمهاي باشگاهي نيز ذيل عنوان باشگاه فرهنگي و ورزشي فعاليت ميكنند؛ اما، در مورد نحوهي رفتار تماشاگران و طرفداران فوتبال در ورزشگاهها هيچ حركت جدي و قابل ملاحظهاي تاكنون صورت نپذيرفته است و به نظر ميرسد واژهي "فرهنگي" تنها نقش تزييني و شعاري پيدا كرده است.
سخن آخر اين كه، علي رغم پندارها مبني بر تاثيرگذاري قواعد و قوانين بازي فوتبال بر خشونت و پرخاشگري مخاطبان آن، بين اين دو مساله هيچ گونه ارتباط منطقي و تجربي وجود ندارد.
سادهترين و بديهيترين استدلالي كه ميتوان در اين زمينه مطرح كرد اين است كه چرا خشونت و پرخاشگري مخاطبان برخي رشتههاي ورزشي مانند مشت زني و ورزشهاي رزمي كه خشونت آشكار جزو قواعد پذيرفته شده آنهاست.
در مقايسه با خشونت و پرخاشگري مخاطبان ورزش فوتبال در حد صفر است. بنابراين، بايد منبع يا منابع رواج خشونت و پرخاشگري در ورزش فوتبال را در جاهاي ديگر جستوجو كرد. پژوهشهاي انجام شده بيانگر اين است كه شيوع خشونت و پرخاشگري در ورزش فوتبال نه به ماهيت مكانيكي و فني آن بلكه به ماهيت رواني و اجتماعي آن بستگي دارد.
ورزش فوتبال بين رشتههاي مختلف ورزشي در سراسر دنيا بيشترين مخاطب و طرفدار را دارد و اين موضوع به روشني هم در تعداد افرادي كه به اين ورزش ميپردازند و هم در تعداد طرفداران و علاقهمندان اين ورزش مشخص است.
به اين ترتيب، به لحاظ ماهوي ميتوان كميت قابل توجه مخاطبان اين ورزش را در رواج بيشتر خشونت و پرخاشگري در آن موثر دانست. از سوي ديگر، ويژگيهاي گوناگون رواني و اجتماعي در جذب بيشتر مردم در جوامع مختلف به سمت اين ورزش نقش دارند. به اعتقاد برخي محققان از جمله دلايلي كه ميتوان درمورد دلايل محبوبيت و رواج ورزش فوتبال ذكر كرد، اين است كه اين ورزش نياز به ابزار زيادي ندارد و وسايل بازي هم نسبتا ارزان است. قوانين آن، جداي از قانون آفسايد به آساني قابل درك است. بالاتر از همه قوانين اتحاديه فوتبال به طور منظم بازي را تند، باز و روان ميكند و در آن نيرو و مهارت فردي و تيمي در حمله ودفاع هماهنگي وجود دارد. ساختار بازي فوتبال سبب ميشود تنشها و هيجانهايي در بازيكنان و تماشاچيان به وجود آيد كه از اين هيجانها و تنشها همه لذت ميبرند
_________________
توان آدمیان را، با آرزوهایشان می شود سنجید. ارد بزرگ |
|
 |
|
 |
|
|