maral رایزن سایت


تاريخ عضويت: جمعه 16 آذر 1386 ارسالها: 511 محل سكونت: تبریز
|
ارسال شده: شنبه 17 آذر 1386 - 08:31 موضوع: درباره موافقان و منتقدان کيارستمي |
|
|
 |
|
 |
 |
و maral می گه :
کو ساز مخالف براي بازارگرمي
بهزاد عشقي
در ايران عده يي نسبت به کيارستمي تعصب دارند و متعصبانه از آثارش دفاع مي کنند. در عوض عده يي فيلم هاي کيارستمي را دوست ندارند و متعصبانه با آن مخالفت مي کنند. نگارنده اما نسبت به کيارستمي و هيچ فيلمساز ديگري تعصب ندارد. هر فيلمسازي اگر فيلم خوبي بسازد شايسته تحسين است و اگر فيلم بدي بسازد، در هر موقعيت و جايگاهي که باشد بايد مورد انتقاد قرار گيرد. اصولاً کار نقد به تعبيري تابوشکني از پديده هايي است که جنبه قدسي پيدا کرده اند. مگر مي شود فيلمسازي که چند شاهکار آفريده همواره و در هر موقعيتي شاهکار بيافريند؟ آيا چنين فيلمسازاني مصونيت دائمي دارند و هيچ وقت دچار تلاشي روحي و جسمي نمي شوند؟ آيا فيلم کنتسي از هنگ کنگ، به صرف اينکه ساخته چارلي چاپلين است، بايد ستوده شود؟ آيا چاپلين که شاهکارهايي چون عصر جديد و جويندگان طلا و ديکتاتور بزرگ را ساخته است، هرگز نمي توانسته است فيلم نازلي در اندازه کنتسي از هنگ کنگ را بسازد؟ واقعيت اين است که سينما هنري مشروط به شرايط است و جدا از خلاقيت و توان فردي فيلمساز، عوامل بيروني سياسي و اجتماعي و اقتصادي در روند آفرينش يک فيلم مدخليت دارند و تاثير خود را به جا مي گذارند. توان فردي فيلمسازان نيز ابدي نيست و بديهي است که چاپلين در کهنسالي نمي توانسته است مانند دوران چل چلي اش از خود خلاقيت نشان دهد. پس چرا بايد تعصب ورزيد و از کنتسي از هنگ کنگ دفاع کرد؟ مدافع اين فيلم نه تنها نمي توانست فيلم را بالا ببرد، بلکه برعکس خود را فرو مي کاست. به همين دليل کنتسي از هنگ کنگ، با وجود اسطوره چاپلين، به هنگام نمايش عمومي هيچ مدافعي نداشت. دوست عزيزي در ايران نسبت به کيارستمي و فيلم هايش تعصب دارد و نسبت به کساني که از فيلم هاي اين فيلمساز انتقاد مي کنند، به سختي برمي آشوبد. به اين دوست نازنين گفتم؛ منتقدان کيارستمي خواسته و ناخواسته بازار تو را گرم مي کنند. کيارستمي در دنيا ستوده شده است و در ايران نيز بسياري او را مي ستايند. اگر قرار باشد هيچ کس از او انتقاد نکند، تو به عنوان هوادار سرسخت و متعصب کيارستمي، موجبيت خود را از دست مي دهي. ستودن کسي که همه او را مي ستايند چه چيزي عايد تو مي کند؟ آلن رب گري يه به عنوان يکي از بانيان و مروجان داستان نو، سخت با رئاليسم سوسياليستي و اصولاً ادبيات فرمايشي شوروي مخالف بود. بعد از فروپاشي شوروي مصاحبه گري با آلن رب گري يه مصاحبه مي کند و از او درباره وضعيت داستان نو مي پرسد. رب گري يه مي گويد که بعد از فروپاشي شوروي داستان نو دچار افت شده است. مصاحبه گر در شگفت مي شود. آيا اين يک تناقض است؟ شما که هميشه مخالف رئاليسم سوسياليستي و ادبيات رسمي شوروي بوده ايد حالا چرا به چنين اعتقادي رسيده ا يد؟ رب گري يه مي گويد که داستان نو براي شکوفايي احتياج به چالش و تعارض با جرياني مخالف داشت اما اکنون جريان مخالف از دست رفته است و داستان نو نيز موجبيت و اعتبار خود را از دست داده است. در واقع هر پديده يي براي بالندگي و رشد به ضد خود احتياج دارد. کيارستمي نيز براي آنکه بشکفد و همچنان ببالد، گاهي لازم است که مورد بازخواني قرار گيرد. در واقع مخالف خواني با کيارستمي، گاهي بيشتر از ستايش هاي جزم انديشانه، مي تواند به اين فيلمساز ياري برساند. در واقع ما گاهي ساز مخالف کوک مي کنيم تا همچنان باعث گرمي بازار اين فيلمساز و هواداران متعصب اش شويم.
_________________
آنکه به سرنوشت میهن و مردم سرزمین خویش بی انگیزه است ارزش یاد کردن ندارد . ارد بزرگ
ایمان از کردار جدا نیست و عمل از پندار . جبران خلیل جبران |
|
 |
|
 |
|
|