تاريخ عضويت: 4 شنبه 14 آذر 1386 ارسالها: 481 محل سكونت: کانادا
ارسال شده: 3 شنبه 31 ارديبهشت 1387 - 18:31 موضوع:
و m2 می گه :
مثل همیشه عالی بود
ممنون خانم فرزانه شیدا
شاعر گرانقدر
مرگ رنگ
رنگی کنار شب
بی حرف مرده است
مرغی سیاه آمده از راه های دور
می خواند از بلندی بام شب شکست
سرمست فتح آمده از راه
این مرغ غم پرست
در این شکست رنگ
از هم گسسته رشته ی هر آهنگ
تنها صدای مرغک بی بک
گوش سکوت ساده می آراید
با گوشوار پژوک
مرغ سیاه آمده از راههای دور
بنشسته روی بام بلند شب شکست
چون سنگ ‚ بی تکان
لغزانده چشم را
بر شکل های در هم پندارش
خوابی شگفت می دهد آزارش
گلهای رنگ سرزده از خک های شب
در جاده ای عطر
پای نسیم مانده ز رفتار
هر دم پی فریبی این مرغ غم پرست
نقشی کشد به یاری منقار
بندی گسسته است
خوابی شکسته است
رویای سرزمین
افسانه شکفتن گلهای رنگ را
از یاد برده است
بی حرف باید از خم این ره عبور کرد
رنگی کنار این شب بی مرز مرده است
_________________ آزادی باجی به مردم نیست ! چرا که مال و داشته آنهاست. ارد بزرگ
تاريخ عضويت: 4 شنبه 14 آذر 1386 ارسالها: 481 محل سكونت: کانادا
ارسال شده: 3 شنبه 31 ارديبهشت 1387 - 18:31 موضوع:
و m2 می گه :
اشک
برفراز اشکهای قدیمی صدای حسرت رانوشتند غروب غم زده بر دل ندایی کجایی ای صدای اشنایی دلم را غصه کرده خانه ی خود شکسته در گلو بغز جدایی زدمبردل ندای عاسقانه گرفت اخر قلبم را غم نشانه به خود گفتم که دل را دلبری نیست فلک را اسمانرا صاغری نیست مرا تا کی دراین زندان بستند که زندان بد تر از ترک یار نیست
_________________ آزادی باجی به مردم نیست ! چرا که مال و داشته آنهاست. ارد بزرگ
تاريخ عضويت: 4 شنبه 14 آذر 1386 ارسالها: 481 محل سكونت: کانادا
ارسال شده: 3 شنبه 31 ارديبهشت 1387 - 18:32 موضوع:
و m2 می گه :
بیغوله سیاه
دنبال من نگرد به چیزی نمی رسی دروسله های من به چیزی نمی رسی بیغوله سیاه مرا هی نفسنکش اینجا به اسمان تمیزی نمی رسی اصلا قرار نیست که درگیر من شوی وقتی از این قفس به گریزی نمیرسی دراخر همیشه بد قصههایمن هرچند مهربان وعزیزی نمیرسی
_________________ آزادی باجی به مردم نیست ! چرا که مال و داشته آنهاست. ارد بزرگ
تاريخ عضويت: 4 شنبه 14 آذر 1386 ارسالها: 481 محل سكونت: کانادا
ارسال شده: 3 شنبه 31 ارديبهشت 1387 - 18:32 موضوع:
و m2 می گه :
بر فراز اشکهای قدیمی
صدای پلک حسرت را نوشتند
غروب غم زده بر دل ندایی
کجایی ای صدای آشنایی
دلم را غصه کرده خانه خود
شکسته در گلو بغض جدایی
زدم بر دل ندای عاشقانه
گرفت آخر قلبم را غم نشانه
به خود گفتم که دل را دلبری نیست
فلک را آسمان را ساغری نیست
مرا تا کی در این زندان بستند
که زندان بدتر از ترک یار و دیار نیست
_________________ آزادی باجی به مردم نیست ! چرا که مال و داشته آنهاست. ارد بزرگ