parivash یاور برتر سایت


تاريخ عضويت: 5 شنبه 15 آذر 1386 ارسالها: 469
|
ارسال شده: جمعه 23 فروردين 1387 - 12:46 موضوع: رمزگشايي «مرد هزار چهره» |
|
|
 |
|
 |
 |
و parivash می گه :
يکي از نويسندگان مجموعه «مرد هزار چهره» ضمن تشريح بخش هاي حذف شده و تغييرات اعمال شده در اين سريال به رمزگشايي از پيام «مرد هزار چهره» پرداخت. «اميرمهدي ژوله» که به همراه «محراب قاسم خاني» و «خشايار الوند» با سرپرستي «پيمان قاسم خاني»، بخشي از داستان هاي سريال تلويزيوني «مرد هزار چهره» را نوشته است، درباره اظهارنظرهاي اخير نسبت به اين مجموعه گفت: هر ساله در دنيا نمايشگاه هايي با نام هنرهاي مفهومي برگزار مي شود که اثري را در آن نمايشگاه قرار مي دهند و هرکس برداشت خود را از آن اثر دارد که اکثر آنها به واقعيت شباهتي ندارد و منظور هنرمند از ساختن اثر، آن تعابير نبوده است. در مورد سريال «مرد هزار چهره» نيز همين اتفاق افتاد. هيچ کس راجع به کمدي اين کار که آيا ضعيف بود يا قوي، متن ها چطور بود، کارگرداني اثر متفاوت بوده است يا خير؟ حضور اين همه بازيگر و قصه پر و پيمان و... حرفي نزد و همه مشغول تفسير بودند. وي در ادامه گفت: موقعيتي که اين سريال در ميان مخاطبان بدست آورد، بيشتر شبيه ليست خريدي بود که «مسعود شصت چي» آن را خواند و روشنفکرنما ها شروع به تعبير آن با افکار خود کردند. قطعا اين کار نيز حرف هايي براي گفتن داشت، پرفکر و پرمغز بوده و نقادانه ولي تعبيرات خيلي بيشتر از آنکه ما انتظار داشتيم پراکنده و تعجب برانگيز بود. اين نويسنده در ادامه گفت: در بخش کلانتري، قرار گرفتن يک آدم ضعيف در بحث قدرت مد نظر ما بود و تنها کسي که در آنجا کار خلاف انجام مي داد، «مسعود شصت چي» بود که رفتارهاي غلطش باعث شناسايي اش شد. قسمت شاعران نيز قرار بود دو قسمت کامل باشد که به دليل کمبود وقت، اين قصه جمع وجور و تبديل به يک قسمت و چند سکانس شد. وي درباره تيزرهاي تبليغاتي اين سريال با حضور «رضا رشيدپور» در دفتر قزاقه منديان و نام «محمدرضاحسينيان» در تيترا ژ سريال نيز به فارس گفت: بخش هاي مربوط به حضور رضا رشيدپور و محمد رضا حسينيان نيز شوخي با فيلم پدرخوانده بود که در بخشي از آن سربريده يک اسب را در رختخواب يکي از شخصيت ها قرار مي دهند. در آن بخش ها نيز داستان از اين قرار بود که رشيدپور بعنوان يک مجري نزد پدرخوانده مي آيد و از حسينيان که مجري و رقيب اوست گله و شکايت مي کند. عوامل پدرخوانده براي تهديد آقاي حسينيان يک کله مرغ در رختخواب او مي اندازند و او از ديدن اين صحنه وحشت مي کند. وي ادامه داد: انتهاي ماجرا نيز قرار بود زماني که شصت چي از زندان آزاد مي شود، علي پروين به استقبال او بيايد که به دليل اينکه به مسافرت رفته و از دسترس خارج شده بود و ضبط سکانس به عيد افتاده بود، ما از رشيدپور به جاي او استفاده کرديم. همين تغيير انتها باعث شد شوخي مربوط به رشيدپور و حسينيان حذف شود.
_________________
اگر جانت در خطر بود بجای پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاری خویش آگاه سازی" . ارد بزرگ |
|
 |
|
 |
|
|